السيد محمد حسين الطهراني
57
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
اين گمان هم صحيح نيست . زيرا متقن بودن نظام و حيات واحد حاكم بر جهانيان و بر جميع عالم هستى ، فعل حضرت ربّ است ، نه خود ذات أقدس وى . بر بالاى اين فعل و اين نظام واحد متين و استوارى كه بر عالم حكمفرماست ، ذات بسيط و مجرّد و واحد و قهّار و عليم و قديرى كه با اراده أزلى خود اين جهان را آفريده است و در حركت انداخته و مىاندازد - و نه تنها در ابتداى خلقت بلكه تا ابد هر لحظه و هر آن بدان فيض مىبخشد ؛ و نه تنها بر آن احاطهء علمى دارد بلكه با آن در وجود و ذات معيّت دارد و تمام اين عالَم علم حضورى او ميباشند - وجود دارد . خداى سيّال و متحرّك كه هر روز در مادّه ظهور تازه پديدى دارد خدا نيست ؛ آن مأمور و محكوم حكم خداست . علماءِ اسلام ، برجستهترين دانشمندان ، و پدران علوم طبيعى هستند و ثانياً : علم طبيعيّات در حوزههاى علميّه از بين نرفته است . اينك هم با الهيّات ، مباحث طبيعيّات را ميخوانند . علماى راستين اسلام پايه گذار تمدّن غرب بودهاند ، و در جميع فنون طبيعى داراى مقام شامخى بودند كه فعلًا نظير و مشابهى از آنان را در غرب مشاهده نمىنمائيم . امّا دربارهء علم شيمى : امروزه ميگويند : اختلاف اجسام و عناصر مادّى مانند آهن و طلا و ذغال و اكسيژن در اثر اختلاف تعداد پروتونها و الكترونهائى است كه به دور هسته در گردش هستند و نيز مربوط به طرز قرار گرفتن آنها مىباشد . بطوريكه اگر بتوانيم اين نظام را از يك جسم تغيير دهيم و به نظام جسم ديگر در آوريم جسم ديگر را ايجاد كردهايم . و از طرفى در نتيجهء تغيير يافتن نظام الكترونها ميتوان اشعّهء ايكس و طيف نورانى را صادر كرد . و براى اوّلين بار دو نفر انگليسى به نام دالْتون و كاسرافت اين عمل را در مورد ليتِيوم انجام داده و آن را به هِلِيوم تبديل نمودند .